صبح صالح ( مترجم : رحيمى نيا )
8
فرهنگ نهج البلاغه ( فارسى )
درى از درهاى بهشت است « 1 » . بما آموختى كه همه در برابر حق مساويند « 2 » و بايد با همگان به عدالت رفتار كنيم چرا كه يا با ما در دين ، برادرند و يا در آفرينش ، برابر « 3 » . بما آموختى كه بر شمشيرها صبور باشيم ولى بر « زنجيرها » هرگز « 4 » . بما آموختى كه جهل به خويشتن ( از خود بيگانگى ) اساس همه نادانيها است « 5 » . اينها و هزاران گلواژهء ديگر از باغهاى حكمت توست كه حيات و زندگى پيروان راستينت را زيبايى و طراوتى تازه بخشيده و روح و روانشان را با شميم گلهاى بىخزان ، معطر ساخته است . از خدا مىخواهيم تا در شناخت بيشتر اين فرامين توفيقمان دهد و شايستگى عمل بدانها را عطايمان فرمايد . چون تو بابى آن مدينه علم را چون شعاعى آفتاب حلم را باز باش اى باب ، بر جوياى باب تا رسد از تو قشور اندر لباب باز باش اى باب رحمت تا ابد بارگاه ما له كفوا احد « 6 »
--> ( 1 ) خطبهء 27 نهج البلاغه فيض الاسلام . ( 2 ) نامه 50 نهج البلاغه فيض الاسلام . ( 3 ) نامه 53 نهج البلاغه فيض الاسلام . ( 4 ) انّى لصابر على السّيوف و لا اصبر على الاغلال . ( 5 ) خطبهء 16 نهج البلاغه فيض الاسلام . ( 6 ) مثنوى معنوى - دفتر اول .